ترنمترنم، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه سن داره
طنینطنین، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

هستی ما ترنم و طنین

کارهای منحصر بفرد ترنم جون

1391/3/13 15:34
نویسنده : مامان
298 بازدید
اشتراک گذاری

باز هم سلام

 

دختر قشنگم نمی دونی که چه چیزهایی توی دلم و می خوام برات بنویسم ولی نمی دونم چرا اصلا وقت نمی شه..

می خوام این  پست و اخنصاص بدم به کارهای منحصر بفردت ,از جنینیت شروع می کنم که شدیدا به همه صدا ها عکس و العمل نشون میدادی بخصوص به صدای بابایی من تقریبا پنج باری رفتم نوار قلب جنین گرفتم و هر بار تا بابایی صحبت می کردن شما ضربان قلبت می رفت بالا و تا ساکت می شدم دوباره نرمال می شد دیگه پرستار خوششون اومده بود و همش این کارو تکرار می کردن , ای ناقلا از همون اول عاشق بابایی بودی ,

و تا به دنیا اومدی تا صدای بابایی و شنیدی با گریه می خواستی که بغلت کنن . یکی دیگه از کارهات  غلت خوردنت در هجده روزگی که همه ما رو متعجب کرد و من و نگران چون همش می ترسیدم تو خواب خدای نکرده نفس کم بیاری ,یادمه یک روز وقتی خو ابیدی  پدر جون شما رو بردن که روی تخت بگذارن که متوجه شدن قبل از بیرون اومدن ایشون شما دمر شدی و به پشت خوابیدی اون روز دقیقا هجده روزت بود که بعد از اون فقط دمر می شدی و به پشت می  خوابیدی.یک ماه و بیست روزت بود که دست دادن رو یاد گرفتی و وقتی دستامون و دراز می کردیم خیلی قشنگ دست می دادی و مثل پیر مردها هم دستمون و تکون میدادی خیلی با مزه بود هر کی میدید تعجب می کرد . از همون 6 ماهگی هم خیلی راحت غذای جامد و خوردی و اصلا اذیت نکردی عشقم و اولین بار که آب رو با نی بهت دادم همچین شروع کردی به خوردن که انگار از اول بلد بودی .تو هفت ماهگی علاوه بر ماما و بابا ,دایی رو هم می گفتی و هر از چند گاهی یکدفعه حرفای ما رو تکرار می کردی یادمه اولین بار بعد از من تکرار کردی, بخواب ,دو بار گفتی و دیگه هر کاری کردم نگفتی ناراحت. از همون اول که متولد شدی احساس ها رو قویا متوجه می شدی ,اصلا لازم نبود که من چیزی بگم یا حتی گریه کنم اگر یک کمی هم ناراحت بودم فقط به من نگاه می کردی و بغض می کردی و اگر نمی خندیدم می زدی زیر گریه الهییی فدات بشم مامانی, مهربونم.

 

و کلی کارهای دیگه که الان حضور ذهن ندارم باید فیلم ها رو نگاه کنم , و فکر کنم حتما بقیه اش و بعدا  اضاففه می کنم قشنگم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله سارای ترنم
13 خرداد 91 17:12
ترنم من خودشم منحصر به فرده 1 دونه اس


به خاله جونش رفته